シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 149 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۴۹

  1. تو شَوی از دست، بینی عیشِ خود را بر کنار چون بگیرد در برِ سیمین کنارت ساقیا

G149:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 خدمتِ شمس حق و دین  باد کارت  ساقیا·باده گردان، چیست آخر داردارت ساقیا ؟
  2. 2 ساقیِ گلرخ ز می این عقلِ ما را خار نه·تا بگردد جمله گل این خارخارت ساقیا
  3. 3 جامِ چون طاووس پرّان کن به گِردِ باغِ بزم·تا چو طاووسی شود این زهر و مارت ساقیا
  4. 4 کار را بگذار می را بار کن بر اسبِ جام·تا ز کیوان بگذرد این کار و بارت ساقیا
  5. 5 تا تو باشی در عزیزی‌ها به بندِ خود دَری·می‌کُند ای سخت‌جان خاکیِ خوارت ساقیا
  6. 6 چشمه‌ی رواقِ می را نحل بگشا سوی عیش·تا ز چشمه مَی‌ شود هر چشم و چارَت ساقیا
  7. 7 عقلِ نامحرم برون ران تو ز خلوت زان شراب·تا نماید آن صنم رخسارِ نارت ساقیا
  8. 8 بیخودی از می بگیر و از خودی رو بر‌کنار·تا بگیرد در کنارِ خویش یارت ساقیا
  9. 9 تو شَوی از دست، بینی عیشِ خود را بر کنار·چون بگیرد در برِ سیمین کنارت ساقیا
  10. 10 گاه تو گیری به بر در یار را از بیخودی·چونک بیخودتر شدی گیرد کنارت ساقیا
  11. 11 از میِ تبریز گردان‌کن پیاپی رطل‌ها·تا بِبُرّد تارهای چنگِ عارت ساقیا

ganjoor: sh149 · public domain