シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1496› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۴۹۶
- به بیداری مگر من خواب بینم که خوابم نیست تا این درد هستم
G1496:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چه دیدم خواب شب کامروز مستم·چو مجنونان ز بند عقل جستم
- 2 به بیداری مگر من خواب بینم·که خوابم نیست تا این درد هستم
- 3 مگر من صورت عشق حقیقی·بدیدم خواب کو را می پرستم
- 4 بیا ای عشق کاندر تن چو جانی·به اقبالت ز حبس تن برستم
- 5 مرا گفتی بدر پرده دریدم·مرا گفتی قدح بشکن شکستم
- 6 مرا گفتی ببر از جمله یاران·بکندم از همه دل در تو بستم
- 7 مرا دل خسته کردی جرمم این بود·که از مژگان خیالت را بجستم
- 8 ببر جان مرا تا در پناهت·دو دستک می زنم کز جان بسستم
- 9 چه عالمهاست در هر تار مویت·بیفشان زلف کز عالم گسستم
- 10 که در هفتم زمین با تو بلندم·که در هفتم فلک بیروت پستم
ganjoor: sh1496 · public domain