シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1516› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۵۱۶
- ضمیر همدگر دانند یاران نباشم یار صادق گر ندانم
G1516:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چه نزدیک است جان تو به جانم·که هر چیزی که اندیشی بدانم
- 2 ضمیر همدگر دانند یاران·نباشم یار صادق گر ندانم
- 3 چو آب صاف باشد یار با یار·که بنماید در او عکس بنانم
- 4 اگر چه عامه هم آیینههااند·که بنماید در او سود و زیانم
- 5 ولیکن آن به هر دم تیره گردد·که او را نیست صیقلهای جانم
- 6 ولی آیینه ای عارف نگردد·اگر خاک جهان بر وی فشانم
- 7 از این آیینه روی خود مگردان·که می گوید که جانت را امانم
- 8 من و گفت من آیینهست جان را·بیابد حال خویش اندر بیانم
- 9 خمش کن تا به ابرو و به غمزه·هزاران ماجرا بر وی بخوانم
ganjoor: sh1516 · public domain