シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1525› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۵۲۵
- نمیدانم کجا می روید آن قند کز او خوردم نمیدانم کجایم
G1525:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ز قند یار تا شاخی نخایم·نماز شام روزه کی گشایم
- 2 نمیدانم کجا می روید آن قند·کز او خوردم نمیدانم کجایم
- 3 عجایب آنک نقلش عقل من برد·چو عقل نیست چونش می ستایم
- 4 کی دارد روزه همچون روزه من·کز او هر لحظه عیدی می ربایم
- 5 ز صبح روی او دارم صبوحی·نماز شام را هرگز نپایم
- 6 چو گل در باغ حسنش خوش بخندم·چو صبح از آفتابش خوش برآیم
- 7 زبانم از شراب او شکستهست·ز دستانش شکسته دست و پایم
ganjoor: sh1525 · public domain