シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1542 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۵۴۲

  1. چنان مستم چنان مستم من این دم که حوا را بنشناسم ز آدم

G1542:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چنان مستم چنان مستم من این دم·که حوا را بنشناسم ز آدم
  2. 2 ز شور من بشوریده‌ست دریا·ز سرمستی من مست است عالم
  3. 3 زهی سر ده که سر ببریده جلاد·که تا دنیا نبیند هیچ ماتم
  4. 4 حلال اندر حلال اندر حلال است·می خنب خدا نبود مُحرّم
  5. 5 از این باده جوان گر خورده بودی·نبودی پشت پیر چرخ را خم
  6. 6 زمین ار خورده بودی فارغستی·از آن که ابر تر بارد بر او نم
  7. 7 دل بی‌عقل شرح این بگفتی·اگر بودی به عالم نیم مَحرَم
  8. 8 ز آب و گل برون بردی شما را·اگر بودی شما را پای محکم

ganjoor: sh1542 · public domain