シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1552 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۵۵۲

  1. اندر دل تو اگر خیال است می پنداری که ما ندانیم

G1552:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ما آفت جان عاشقانیم·نی خانه نشین و خانه بانیم
  2. 2 اندر دل تو اگر خیال است·می پنداری که ما ندانیم
  3. 3 اسرار خیال‌ها نه ماییم·هر سودا را نه ما پزانیم
  4. 4 دل‌ها بر ما کبوترانند·هر لحظه به جانبی پرانیم
  5. 5 تن گفت به جان از این نشان کو·جان گفت که سر به سر نشانیم
  6. 6 آخر تو به گفت خویش بنگر·کاندر دهن تو می نشانیم
  7. 7 هر دم بغل تو را گرفته·در راحت و رنج می کشانیم
  8. 8 تا آتش و آب و بادطبعی·ما باده خاکیت چشانیم
  9. 9 وان گاه دهان تو بشوییم·آن جا برسی که ما نهانیم
  10. 10 چون رخت تو در نهان کشیدیم·آنگه بینی که ما چه سانیم
  11. 11 چون نقش تو از زمین ببردیم·دانی که عجایب زمانیم
  12. 12 هر سو نگری زمان نبینی·پس لاف زنی که لامکانیم
  13. 13 همرنگ دلت شود تن تو·در رقص آیی که جمله جانیم
  14. 14 لب بر لب ما نهی تو بی‌لب·اقرار کنی که همزبانیم
  15. 15 ای شمس الدین و شاه تبریز·از بندگیت شهنشهانیم

ganjoor: sh1552 · public domain