シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1562› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۵۶۲
- نشخوار غمت زنم چو اشتر چون اشتر مست کف برآرم
G1562:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 گر ناز تو را به گفت نارم·مهر تو درون سینه دارم
- 2 بیمهر تو گر گلی ببویم·در حال بسوز همچو خارم
- 3 ماننده ماهی ار خموشم·چون موج و چو بحر بیقرارم
- 4 ای بر لب من نهاده مهری·می کش تو به سوی خود مهارم
- 5 مقصود تو چیست من چه دانم·دانم که من اندر این قطارم
- 6 نشخوار غمت زنم چو اشتر·چون اشتر مست کف برآرم
- 7 هر چند نهان کنم نگویم·در حضرت عشق آشکارم
- 8 ماننده دانه زیر خاکم·موقوف اشارت بهارم
- 9 تا بیدم خود زنم دمی خوش·تا بیسر خود سری بخارم
ganjoor: sh1562 · public domain