シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1568 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۵۶۸

  1. بی‌شرم و حیا کنم تقاضا دانی که غریم بی‌امانم

G1568:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای جان لطیف و ای جهانم·از خواب گرانت برجهانم
  2. 2 بی‌شرم و حیا کنم تقاضا·دانی که غریم بی‌امانم
  3. 3 گر بر دل تو غبار بینم·از اشک خودش فرونشانم
  4. 4 ای گلبن جان برای مجلس·بگرفته امت که گل فشانم
  5. 5 یک بوسه بده که اندر این راه·من باج عقیق می ستانم
  6. 6 بسیار شب است کاندر این دشت·من از پی باج راهبانم
  7. 7 شب نعره زنم چو پاسبانان·چون طالب باج کاروانم
  8. 8 همخانه گریخت از نفیرم·همسایه گریست از فغانم

ganjoor: sh1568 · public domain