シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1584› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۵۸۴
- چشم بد دور از خیالش دوشمان بس لطف کرد من پس گوش از خجالت تا سحر خاریدهام
G1584:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 هر که گوید کان چراغ دیدهها را دیدهام·پیش من نه دیدهاش را کامتحان دیدهام
- 2 چشم بد دور از خیالش دوشمان بس لطف کرد·من پس گوش از خجالت تا سحر خاریدهام
- 3 گرچه او عیار و مکار است گرد خویشتن·از میان رخت او من نقدها دزدیدهام
- 4 پای از دزدی کشیدم چونک دست از کار شد·زانک دزدی دزدتر از خویشتن بشنیدهام
- 5 جمله مرغان به پر و بال خود پریدهاند·من ز بال و پر خود بیبال و پر پریدهام
- 6 من به سنگ خود همیشه جام خود بشکستهام·من به چنگ خود همیشه پردهام بدریدهام
- 7 من به ناخنهای خود هم اصل خود برکندهام·من ز ابر چشم خود بر کشت جان باریدهام
- 8 ای سیه دل لاله بر کشتم چرا خندیدهای·نوبهارت وانماید آنچ من کاریدهام
- 9 چون بهارم از بهار شمس تبریزی خدیو·از درونم جمله خنده وز برون زاریدهام
ganjoor: sh1584 · public domain