シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1596› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۵۹۶
- ساعتی می کرد بر ما شکر و گوهر نثار ساعتی از شکر او ما مگس می راندیم
G1596:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم·یار تنهاماندگان را دم به دم می خواندیم
- 2 جمله یاران چون خیال از پیش ما برخاستند·ما خیال یار خود را پیش خود بنشاندیم
- 3 ساعتی از جوی مهرش آب بر دل می زدیم·ساعتی زیر درختش میوه می افشاندیم
- 4 ساعتی می کرد بر ما شکر و گوهر نثار·ساعتی از شکر او ما مگس می راندیم
- 5 چون خیال او درآمد بر درش دربان شدیم·چون خیال او برون شد ما در این درماندیم
ganjoor: sh1596 · public domain