シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1609 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۰۹

  1. ز تک چاه کسی را تو به صد سال برآری من دیوانه بی‌دل به یکی بار برآرم

G1609:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم·دو جهان را و نهان را همه از کار برآرم
  2. 2 ز پس کوه برآیم علم عشق نمایم·ز دل خاره و مرمر دم اقرار برآرم
  3. 3 ز تک چاه کسی را تو به صد سال برآری·من دیوانه بی‌دل به یکی بار برآرم
  4. 4 چو از آن کوه بلندم کمر عشق ببندم·ز کمرگاه منافق سر زنار برآرم
  5. 5 بر من نیست من و ما عدمم بی‌سر و بی‌پا·سر و دل زان بنهادم که سر از یار برآرم
  6. 6 به تو دیوار نمایم سوی خود در بگشایم·به میان دست نباشد در و دیوار برآرم
  7. 7 تا چه از کار فزایی سر و دستار نمایی·که من از هر سر مویی سر و دستار برآرم
  8. 8 تو ز بی‌گاه چه لنگی ز شب تیره چه ترسی·که من از جانب مغرب مه انوار برآرم
  9. 9 تو ز تاتار هراسی که خدا را نشناسی·که دو صد رایت ایمان سوی تاتار برآرم
  10. 10 هله این لحظه خموشم چو می عشق بنوشم·زره جنگ بپوشم صف پیکار برآرم
  11. 11 هله شمس الحق تبریز ز فراق تو چنانم·که هیاهوی و فغان از سر بازار برآرم

ganjoor: sh1609 · public domain