シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1633 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۳۳

  1. ما چو سیلیم و تو دریا ز تو دور افتادیم به سر و روی دوان گشته به سوی وطنیم

G1633:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 در فروبند که ما عاشق این انجمنیم·تا که با یار شکرلب نفسی دم بزنیم
  2. 2 نقل و باده چه کم آید چو در این بزم دریم·سرو و سوسن چه کم آید چو میان چمنیم
  3. 3 باده تو به کف و باد تو اندر سر ماست·فارغ از باد و بروت حسن و بوالحسنیم
  4. 4 چو توی مشعله ما ز تو شمع فلکیم·چو توی ساقی بگزیده گزین زمنیم
  5. 5 رسن دام تو ما را چو رهانید ز چاه·ما از آن روز رسن باز و حریف رسنیم
  6. 6 عقل عقل و دل دل جان دو صد جان چو توی·واجب آید که به اقبال تو بر تن نتنیم
  7. 7 چونک بر بام فلک از پی ما خیمه زدند·ما از این خرگله خرگاه چرا برنکنیم
  8. 8 همچو سیمرغ دعاییم که بر چرخ پریم·همچو سرهنگ قضاییم که لشکر شکنیم
  9. 9 ما چو سیلیم و تو دریا ز تو دور افتادیم·به سر و روی دوان گشته به سوی وطنیم
  10. 10 روکشان نعره زنانیم در این راه چو سیل·نه چو گردابه گندیده به خود مرتهنیم
  11. 11 هین از آن رطل گران ده سبکم بیش مگو·ور بگویی تو همین گو که غریق مننیم
  12. 12 شمس تبریز که سرمایه لعل است و عقیق·ما از او لعل بدخشان و عقیق یمنیم

ganjoor: sh1633 · public domain