シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1639 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۳۹

  1. چون خزان از خبر مرگ اگر زرد شوم چون بهار از لب خندان تو خندان میرم

G1639:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم·پیش کان شکر تو شکرافشان میرم
  2. 2 صد هزاران گل صدبرگ ز خاکم روید·چونک در سایه آن سرو گلستان میرم
  3. 3 ای بسا دست که خایند حریصان حیات·چونک در پای تو من دست فشانان میرم
  4. 4 شربت مرگ چو اندر قدح من ریزی·بر قدح بوسه دهم مست و خرامان میرم
  5. 5 چون به بوی خوش یک سیب تو موسی جان داد·پس عجب نیست کز آسیب تو چون جان میرم
  6. 6 چون خزان از خبر مرگ اگر زرد شوم·چون بهار از لب خندان تو خندان میرم
  7. 7 بارها مردم من وز دم تو زنده شدم·گر بمیرم ز تو صد بار بدان سان میرم
  8. 8 من پراکنده بدم خاک بدم جمع شدم·پیش جمع تو نشاید که پریشان میرم
  9. 9 همچو فرزند که اندر بر مادر میرد·در بر رحمت و بخشایش رحمان میرم
  10. 10 چه حدیث است کجا مرگ بود عاشق را·این محالست که در چشمه حیوان میرم
  11. 11 شمس تبریز کسانی که به تو زنده نیند·سوی تو زنده شوم از سوی ایشان میرم

ganjoor: sh1639 · public domain