シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 164 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۴

  1. به میان حبس ناگه قمری مرا قرین شد که فکند در دماغم هوسش هزار سودا

G164:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا·ز مقربان حضرت بشدم غریب و تنها
  2. 2 به میان حبس ناگه قمری مرا قرین شد·که فکند در دماغم هوسش هزار سودا
  3. 3 همه کس خلاص جوید ز بلا و حبس من نی·چه روم چه روی آرم به برون و یار این جا
  4. 4 که به غیر کنج زندان نرسم به خلوت او·که نشد به غیر آتش دل انگبین مصفا
  5. 5 نظری به سوی خویشان نظری برو پریشان·نظری بدان تمنا نظری بدین تماشا
  6. 6 چو بود حریف یوسف نرمد کسی چو دارد·به میان حبس بستان و که خاصه یوسف ما
  7. 7 بدود به چشم و دیده سوی حبس هر کی او را·ز چنین شکرستانی برسد چنین تقاضا
  8. 8 من از اختران شنیدم که کسی اگر بیابد·اثری ز نور آن مه خبری کنید ما را
  9. 9 چو بدین گهر رسیدی رسدت که از کرامت·بنهی قدم چو موسی گذری ز هفت دریا
  10. 10 خبرش ز رشک جان‌ها نرسد به ماه و اختر·که چو ماه او برآید بگدازد آسمان‌ها
  11. 11 خجلم ز وصف رویش به خدا دهان ببندم·چه برد ز آب دریا و ز بحر مشک سقا

ganjoor: sh164 · public domain