シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1649 対句 11 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۴۹

  1. گر مریدی کند او ما به مرادی برسیم ور کلیدی کند او ما همه دندانه شویم

G1649:11

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم·بند را برگسلیم از همه بیگانه شویم
  2. 2 جان سپاریم دگر ننگ چنین جان نکشیم·خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم
  3. 3 تا نجوشیم از این خنب جهان برناییم·کی حریف لب آن ساغر و پیمانه شویم
  4. 4 سخن راست تو از مردم دیوانه شنو·تا نمیریم مپندار که مردانه شویم
  5. 5 در سر زلف سعادت که شکن در شکن است·واجب آید که نگونتر ز سر شانه شویم
  6. 6 بال و پر باز گشاییم به بستان چو درخت·گر در این راه فنا ریخته چون دانه شویم
  7. 7 گرچه سنگیم پی مهر تو چون موم شویم·گرچه شمعیم پی نور تو پروانه شویم
  8. 8 گرچه شاهیم برای تو چو رخ راست رویم·تا بر این نطع ز فرزین تو فرزانه شویم
  9. 9 در رخ آینه عشق ز خود دم نزنیم·محرم گنج تو گردیم چو پروانه شویم
  10. 10 ما چو افسانه دل بی‌سر و بی‌پایانیم·تا مقیم دل عشاق چو افسانه شویم
  11. 11 گر مریدی کند او ما به مرادی برسیم·ور کلیدی کند او ما همه دندانه شویم
  12. 12 مصطفی در دل ما گر ره و مسند نکند·شاید ار ناله کنیم استن حنانه شویم
  13. 13 نی خمش کن که خموشانه بباید دادن·پاسبان را چو به شب ما سوی کاشانه شویم

ganjoor: sh1649 · public domain