シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 165› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۵
- تو اسیر بو و رنگی به مثال نقش سنگی بجهی چو آب چشمه ز درون سنگ خارا
G165:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا·بستان ز من شرابی که قیامت است حقا
- 2 چه تفرج و تماشا که رسد ز جام اول·دومش نعوذبالله چه کنم صفت سوم را
- 3 غم و مصلحت نمانَد همه را فرو دَرانَد·پس از آن خدای داند که کجا کشد تماشا
- 4 تو اسیر بو و رنگی به مثال نقش سنگی·بجهی چو آب چشمه ز درون سنگ خارا
- 5 بده آن می رواقی هله ای کریم ساقی·چو چنان شوم بگویم سخن تو بیمحابا
- 6 قدحی گران به من ده به غلام خویشتن ده·بنگر که از خمارت نگران شدم به بالا
- 7 نگران شدم بدان سو که تو کردهای مرا خو·که روانه باد آن جو که روانه شد ز دریا
ganjoor: sh165 · public domain