シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1655 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۵۵

  1. گه خوش و گاه ناخوش چون خلیل اندر آتش هم شه و هم گداوش چون براهیم ادهم

G1655:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 دوش می گفت جانم کی سپهر معظم·بس معلق زنانی شعله‌ها اندر اشکم
  2. 2 بی‌گنه بی‌جنایت گردشی بی‌نهایت·بر تنت در شکایت نیلیی رسم ماتم
  3. 3 گه خوش و گاه ناخوش چون خلیل اندر آتش·هم شه و هم گداوش چون براهیم ادهم
  4. 4 صورتت سهمناکی حالتت دردناکی·گردش آسیاها داری و پیچ ارقم
  5. 5 گفت چرخ مقدس چون نترسم از آن کس·کو بهشت جهان را می کند چون جهنم
  6. 6 در کفش خاک مومی سازدش رنگ و رومی·سازدش باز و بومی سازدش شکر و سم
  7. 7 او نهانی است یارا این چنین آشکارا·پیش کرده است ما را تا شود او مکتم
  8. 8 کی شود بحر کیهان زیر خاشاک پنهان·گشته خاشاک رقصان موج در زیر و در بم
  9. 9 چون تن خاکدانت بر سر آب جانت·جان تتق کرده تن را در عروسی و در غم
  10. 10 در تتق نوعروسی تندخویی شموسی·می کند خوش فسوسی بر بد و نیک عالم
  11. 11 خاک از او سبزه زاری چرخ از او بی‌قراری·هر طرف بختیاری زو معاف و مسلم
  12. 12 عقل از او مستقینی صبر از او مستعینی·عشق از او غیب بینی خاک او نقش آدم
  13. 13 باد پویان و جویان آب‌ها دست شویان·ما مسیحانه گویان خاک خامش چو مریم
  14. 14 بحر با موج‌ها بین گرد کشتی خاکین·کعبه و مکه‌ها بین در تک چاه زمزم
  15. 15 شه بگوید تو تن زن خویش در چه میفکن·که ندانی تو کردن دلو و حبل از شلولم

ganjoor: sh1655 · public domain