シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1679› 対句 12 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۷۹
- ساقی آمد که حریفانه بده گفتم اینک به گرو دستارم
G1679:12
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 من اگر مستم اگر هشیارم·بنده چشم خوش آن یارم
- 2 بیخیال رخ آن جان و جهان·از خود و جان و جهان بیزارم
- 3 بنده صورت آنم که از او·روز و شب در گل و در گلزارم
- 4 این چنین آینهای می بینم·چشم از این آینه چون بردارم
- 5 دم فروبستهام و تن زدهام·دم مده تا علالا برنارم
- 6 بت من گفت منم جان بتان·گفتم این است بتا اقرارم
- 7 گفت اگر در سر تو شور من است·از تو من یک سر مو نگذارم
- 8 منم آن شمع که در آتش خود·هر چه پروانه بود بسپارم
- 9 گفتمش هر چه بسوزی تو ز من·دود عشق تو بود آثارم
- 10 راست کن لاف مرا با دیده·جز چنان راست نیاید کارم
- 11 من ز پرگار شدم وین عجب است·کاندر این دایره چون پرگارم
- 12 ساقی آمد که حریفانه بده·گفتم اینک به گرو دستارم
- 13 غلطم سر بستان لیک دمی·مددم ده قدری هشیارم
- 14 آن جهان پنهان را بنما·کاین جهان را به عدم انگارم
ganjoor: sh1679 · public domain