シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1691 対句 7 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۹۱

  1. پر کرد شمس تبریز در عشق یک کمانی کز عشق زه برآید چون آن کمان برآرم

G1691:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم·گفتار دو جهان را از یک دهان برآرم
  2. 2 از خود برآمدم من در عشق عزم کردم·تا همچو خود جهان را من از جهان برآرم
  3. 3 زنار نفس بد را من چون گلوش بستم·از گفت وارهم من چون یک فغان برآرم
  4. 4 والله کشانم او را چندان به گرد گردون·کز جان دودرنگش آتش عیان برآرم
  5. 5 ای بس عروس جان را روبند تن ربایم·وز عشق سرکشان را از خان و مان برآرم
  6. 6 این جمله جان‌ها را در عشق چنگ سازم·وز چنگ بی‌زبان من سیصد زبان برآرم
  7. 7 پر کرد شمس تبریز در عشق یک کمانی·کز عشق زه برآید چون آن کمان برآرم

ganjoor: sh1691 · public domain