シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1695 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۹۵

  1. آن چشم اگر گشایی جز خویش را نشایی ور این نظر گشایی دانی که بی‌نظیرم

G1695:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم·دیوانه چون نگردم زنجیر چون نگیرم
  2. 2 چون باده تو خوردم من محو چون نگردم·تو چون میی من آبم تو شهد و من چو شیرم
  3. 3 بگشا دهان خود را آن قند بی‌عدد را·عذر ار نمی‌پذیری من عشوه می پذیرم
  4. 4 دانی که از چه خندم از همت بلندم·زیرا به شهر عشقت بر عاشقان امیرم
  5. 5 با عشق لایزالی از یک شکم بزادم·نوعشق می نمایم والله که سخت پیرم
  6. 6 آن چشم اگر گشایی جز خویش را نشایی·ور این نظر گشایی دانی که بی‌نظیرم
  7. 7 اندر تنور سردان آتش زنم چو مردان·و اندر تنور گرمان من پخته‌تر خمیرم
  8. 8 در لطف همچو شیرم اندر گلو نگیرم·تا در غلط نیفتی گر شور چون پنیرم
  9. 9 در عشق شمس تبریز سلطان تاجدارم·چون او به تخت آید من پیش او وزیرم

ganjoor: sh1695 · public domain