シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1699 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۹۹

  1. ور درد و رنج داری در من نظر کن از وی کان تیر رنج نجهد الا که از کمانم

G1699:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم·خط را کنی مسلسل یعنی که من نخوانم
  2. 2 بر تخته خیالات آن را نه من نبشتم·چون سر دل ندانم کاندر میان جانم
  3. 3 از آفتاب بیشم ذرات روح پیشم·رقصان و ذکرگویان سوی گهرفشانم
  4. 4 گر نور خود نبودی ذرات کی نمودی·ای ذره چون گریزی از جذبه عیانم
  5. 5 پروانه وار عالم پران به گرد شمعم·فریش می فرستم پریش می ستانم
  6. 6 در خلوت است عشقی زین شرح شرحه شرحه·گر شرح عشق خواهی پیش ویت نشانم
  7. 7 ور زان که در گمانی نقش گمان ز من دان·زان نقش منکران را در قعر می کشانم
  8. 8 ور زان که در یقینی دام یقین ز من بین·زان دام مقبلان را از کفر می رهانم
  9. 9 ور درد و رنج داری در من نظر کن از وی·کان تیر رنج نجهد الا که از کمانم
  10. 10 ور رنج گشت راحت در من نگر همان دم·می بین که آن نشانه‌ست از لطف بی‌نشانم
  11. 11 هر جا که این جمال است داد و ستد حلال است·وان جا که ذوالجلال است من دم زدن نتانم

ganjoor: sh1699 · public domain