シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1716› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۷۱۶
- این نفسم دم به دم درده باده عدم چون به عدم درشدم خانه ندانم ز بام
G1716:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 امشب جان را ببر از تن چاکر تمام·تا نبود در جهان بیش مرا نقش و نام
- 2 این دم مست توام رطل دگر دردهم·تا بشوم محو تو از دو جهان والسلام
- 3 چون ز تو فانی شدم و آنچ تو دانی شدم·گیرم جام عدم می کشمش جام جام
- 4 جان چو فروزد ز تو شمع بروزد ز تو·گر بنسوزد ز تو جمله بود خام خام
- 5 این نفسم دم به دم درده باده عدم·چون به عدم درشدم خانه ندانم ز بام
- 6 چون عدمت می فزود جان کندت صد سجود·ای که هزاران وجود مر عدمت را غلام
- 7 باده دهم طاس طاس ده ز وجودم خلاص·باده شد انعام خاص عقل شد انعام عام
- 8 موج برآر از عدم تا برباید مرا·بر لب دریا به ترس چند روم گام گام
- 9 دام شهم شمس دین صید به تبریز کرد·من چو به دام اندرم نیست مرا ترس دام
ganjoor: sh1716 · public domain