シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1718 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۷۱۸

  1. هیچ نشینم به عیش هیچ نخیزم به پا جز تو که برداریم جز تو که بنشانیم

G1718:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم·بسته شکرخنده را تا که بگریانیم
  2. 2 ترش نگردم از آنک از تو همه شکرم·گریه نصیب تن است من گهر جانیم
  3. 3 در دل آتش روم تازه و خندان شوم·همچو زر سرخ از آنک جمله زر کانیم
  4. 4 در دل آتش اگر غیر تو را بنگرم·دار مرا سنگسار ز آنچ من ارزانیم
  5. 5 هیچ نشینم به عیش هیچ نخیزم به پا·جز تو که برداریم جز تو که بنشانیم
  6. 6 این دل من صورتی گشت و به من بنگرید·بوسه همی‌داد دل بر سر و پیشانیم
  7. 7 گفتم ای دل بگو خیر بود حال چیست·تو نه که نوری همه من نه که ظلمانیم
  8. 8 ور تو منی من توام خیرگی از خود ز چیست·مست بخندید و گفت دل که نمی‌دانیم
  9. 9 رو مطلب تو محال نیست زبان را مجال·سوره کهفم که تو خفته فروخوانیم
  10. 10 زود برو درفتاد صورت من پیش دل·گفت بگو راست ای صادق ربانیم
  11. 11 گفت که این حیرت از منظر شمس حق است·مفخر تبریزیان آنک در او فانیم

ganjoor: sh1718 · public domain