シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1742 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۷۴۲

  1. ز لطف توست که از جغدیم برآوردی چو طوطیان ز کف تو شکر همی‌خایم

G1742:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ببسته است پری نهانیی پایم·ز بند اوست که من در میان غوغایم
  2. 2 ز کوه قافم من که غریب اطرافم·به صورتم چو کبوتر به خلق عنقایم
  3. 3 کبوترم چو شود صید چنگ باز اجل·از آن سپس پر عنقای روح بگشایم
  4. 4 ز آفتاب خرد گرچه پشت من گرم است·برای سایه نشینان چو خیمه برپایم
  5. 5 چو ابن وقت بود دامن پدر گیرد·چه صوفیم که به سودای دی و فردایم
  6. 6 مرا چو پرده درآویختی بر این درگاه·هم از برای برآویختن نمی‌شایم
  7. 7 ز لطف توست که از جغدیم برآوردی·چو طوطیان ز کف تو شکر همی‌خایم
  8. 8 اگر ز جود کف تو به بحر راه برم·تمام گوهر هستی خویش بنمایم
  9. 9 شکار درک نیم من ورای ادراکم·به پای وهم نیم من درازپهنایم
  10. 10 سخن به جای بمان خویش بین کجایی تو·مرا بجوی همان جا که من همان جایم

ganjoor: sh1742 · public domain