シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1750 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۷۵۰

  1. عریان کندم هر صبحدمی گوید که بیا من جامه کنم

G1750:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 تلخی نکند شیرین‌ذقنم·خالی نکند از می دهنم
  2. 2 عریان کندم هر صبحدمی·گوید که بیا من جامه کنم
  3. 3 در خانه جهد مهلت ندهد·او بس نکند پس من چه کنم
  4. 4 از ساغر او گیج است سرم·از دیدن او جان است تنم
  5. 5 تنگ است بر او هر هفت فلک·چون می‌رود او در پیرهنم
  6. 6 از شیره او من شیردلم·در عربده‌اش شیرین سخنم
  7. 7 می‌گفت که تو در چنگ منی·من ساختمت چونت نزنم
  8. 8 من چنگ توام بر هر رگ من·تو زخمه زنی من تن تننم
  9. 9 حاصل تو ز من دل برنکنی·دل نیست مرا من خود چه کنم

ganjoor: sh1750 · public domain