シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1757› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۷۵۷
- تو دهانم گرفتهای که خموش تو دهان گیر و من جهان گیرم
G1757:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 همتم شد بلند و تدبیرم·جز به پیش تو من نمیمیرم
- 2 تو دهانم گرفتهای که خموش·تو دهان گیر و من جهان گیرم
- 3 زان ز عالم ربودهام حلقه·که به دست توست زنجیرم
- 4 پیر ما را ز سر جوان کردهست·لاجرم هم جوان و هم پیرم
- 5 چون گشاد من از کمان تو است·راست رو خصم دوز چون تیرم
- 6 با گشادت چه جای تیر و کمان·هر دو را بشکنم بنپذیرم
- 7 دیدن غیر تو نفاق بود·من نه مرد نفاق و تزویرم
- 8 با من آمیختی چو شکر و شیر·چون شکر در گداز از آن شیرم
- 9 طاقتم طاق شد ز جفتی خویش·در میفکن دگر به تأخیرم
- 10 درد تأخیر چون برآرد دود·بر رَود تا اثیر تأثیرم
ganjoor: sh1757 · public domain