シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1775 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۷۷۵

  1. ظلت به مقتنیا مرتزقا مجتنیا نخله خلد نبتت وسط ریاض و ارم

G1775:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم·گر تو میی من قدحم ور ترشی من کبرم
  2. 2 عبس وجها سندی کان سناه مددی·کل هوی یهویه ذاک جمیل و کرم
  3. 3 زنده نباشد دل من گر به مهش دل ندهم·عقل ندارد سر من گر ز نباتش نچرم
  4. 4 مبسمه بلبلنی عابسه زلزلنی·ما شطه شیبنی غیبته الف هرم
  5. 5 گر کژی آرم سوی او همچو کمان تیر خورم·ور هنر آرم سوی او عرضه کنم بی‌هنرم
  6. 6 بارحتی فکرته هیجنی قلقلنی·قمت اطوف سکرا مغتنما حول حرم
  7. 7 گر پی رایش نروم باد گسسته رگ من·ور سوی بحرش نروم باد شکسته گهرم
  8. 8 ظلت به مقتنیا مرتزقا مجتنیا·نخله خلد نبتت وسط ریاض و ارم
  9. 9 چونک شکارش نشوم خواجه یقین دان که سگم·چون پی اسپش ندوم خواجه یقین دان که خرم
  10. 10 کنت ثقیلا کسلا خففنی جذبته·نمت علی قارعه عاصفنی سیل عرم
  11. 11 گفتم بسته‌ست دلم گفت منم قفل گشا·گفتم کشتی تو مرا گفت من از تو بترم
  12. 12 رو سخن کار مگو کز همه آزاد شدم·رو سخن خار مگو چون همه گل می‌سپرم

ganjoor: sh1775 · public domain