シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1787 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۷۸۷

  1. هر سو دو صد ببریده سر در بحر خون زان کر و فر رقصان و خندان چون شکر ز انا الیه راجعون

G1787:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول‌ها فزون·بنوشت توقیعت خدا کالآخرون السابقون
  2. 2 زرین شده طغرای او ز انا فتحناهای او·سر کرده صورت‌های او از بحر جان آبگون
  3. 3 آدم دگربار آمده بر تخت دین تکیه زده·در سجده شکر آمده سرهای نحن الصافون
  4. 4 رستم که باشد در جهان در پیش صف عاشقان·شبدیز می رانند خوش هر روز در دریای خون
  5. 5 هر سو دو صد ببریده سر در بحر خون زان کر و فر·رقصان و خندان چون شکر ز انا الیه راجعون
  6. 6 گر سایه عاشق فتد بر کوه سنگین برجهد·نه چرخ صدق‌ها زند تو منکری نک آزمون
  7. 7 بر کوه زد اشراق او بشنو تو چاقاچاق او·خود کوه مسکین که بود آن جا که شد موسی زبون
  8. 8 خود پیش موسی آسمان باشد کمینه نردبان·کو آسمان کو ریسمان کو جان کو دنیای دون
  9. 9 تن را تو مشتی کاه دان در زیر او دریای جان·گرچه ز بیرون ذره‌ای صد آفتابی از درون
  10. 10 خورشیدی و زرین طبق دیگ تو را پخته است حق·مطلوب بودی در سبق طالب شدستی تو کنون
  11. 11 او پار کشتی کاشته امسال برگ افراشته·سر از زمین برداشته بر خویش می خواند فسون
  12. 12 جان مست گشت از کاس او ای شاد کاس و طاس او·طاسی که بهر سجده‌اش شد طشت گردون سرنگون
  13. 13 ای شمس تبریز از کرم ای رشک فردوس و ارم·تا چنگ اندر من زدی در عشق گشتم ارغنون

ganjoor: sh1787 · public domain