シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1808 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۰۸

  1. از غایت پیوستگی بیگانه باشد کس بلی این مشکلات ار حل شود دشمن نماند در زمن

G1808:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من·بیگانه می باشم چنین با عشق از دست فتن
  2. 2 از غایت پیوستگی بیگانه باشد کس بلی·این مشکلات ار حل شود دشمن نماند در زمن
  3. 3 بحری است از ما دور نی ظاهر نه و مستور نی·هم دم زدن دستور نی هم کفر از او خامش شدن
  4. 4 گفتن از او تشبیه شد خاموشیت تعطیل شد·این درد بی‌درمان بود فرج لنا یا ذا المنن
  5. 5 نقش جهان رنگ و بو هر دم مدد خواهد از او·هم بی‌خبر هم لقمه جو چون طفل بگشاده دهن
  6. 6 خفته‌ست و برجسته‌ست دل در جوش پیوسته‌ست دل·چون دیگ سربسته‌ست دل در آتشش کرده وطن
  7. 7 ای داده خاموشانه‌ای ما را تو از پیمانه‌ای·هر لحظه نوافسانه‌ای در خامشی شد نعره زن
  8. 8 در قهر او صد مرحمت در بخل او صد مکرمت·در جهل او صد معرفت در خامشی گویا چو ظن
  9. 9 الفاظ خاموشان تو بشنوده بی‌هوشان تو·خاموشم و جوشان تو مانند دریای عدن
  10. 10 لطفت خدایی می کند حاجت روایی می کند·وان کو جدایی می کند یا رب تو از بیخش بکن
  11. 11 ای خوشدلی و ناز ما ای اصل و ای آغاز ما·آخر چه داند راز ما عقل حسن یا بوالحسن
  12. 12 ای عشق تو بخریده ما وز غیر تو ببریده ما·ای جامه‌ها بدریده ما بر چاک ما بخیه مزن
  13. 13 ای خون عقلم ریخته صبر از دلم بگریخته·ای جان من آمیخته با جان هر صورت شکن
  14. 14 آن جا که شد عاشق تلف مرغی نپرد آن طرف·ور مرده یابد زان علف بیخود بدراند کفن

ganjoor: sh1808 · public domain