シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1834 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۳۴

  1. جور کنی وفا بود درد دهی دوا بود لایق تو کجا بود دیده جان و دید من

G1834:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 عید نمای عید را ای تو هلال عید من·گوش بمال ماه را ای مه ناپدید من
  2. 2 بود من و فنای من خشم من و رضای من·صدق من و ریای من قفل من و کلید من
  3. 3 اصل من و سرشت من مسجد من کنشت من·دوزخ من بهشت من تازه من قدید من
  4. 4 جور کنی وفا بود درد دهی دوا بود·لایق تو کجا بود دیده جان و دید من
  5. 5 پیشتر از نهاد جان لطف تو داد داد جان·ای همگی مراد جان پس تو بدی مرید من
  6. 6 ای مه عید روی تو ای شب قدر موی تو·چون برسم بجوی تو پاک شود پلید من
  7. 7 جسم چو خانقاه جان فکرت‌ها چو صوفیان·حلقه زدند و در میان دل چو ابایزید من
  8. 8 دم نزم خمش کنم با همه رو ترش کنم·تا که بگوییم توی حاضر و مستفید من

ganjoor: sh1834 · public domain