シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 185› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۵
- اشکوفهها شکفته وز چشم بد نهفته غیرت مرا بگفته می خور دهان میالا
G185:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا·هر ذره خاک ما را آورد در علالا
- 2 سینه شکاف گشته دل عشق باف گشته·چون شیشه صاف گشته از جام حق تعالی
- 3 اشکوفهها شکفته وز چشم بد نهفته·غیرت مرا بگفته می خور دهان میالا
- 4 ای جان چو رو نمودی جان و دلم ربودی·چون مشتری تو بودی قیمت گرفت کالا
- 5 ابرت نبات بارد جورت حیات آرد·درد تو خوش گوارد تو درد را مپالا
- 6 ای عشق با توستم وز باده تو مستم·وز تو بلند و پستم وقت دنا تدلی
- 7 ماهت چگونه خوانم مه رنج دق دارد·سروت اگر بخوانم آن راستست الا
- 8 سرو احتراق دارد مه هم محاق دارد·جز اصل اصل جانها اصلی ندارد اصلا
- 9 خورشید را کسوفی مه را بود خسوفی·گر تو خلیل وقتی این هر دو را بگو لا
- 10 گویند جمله یاران باطل شدند و مردند·باطل نگردد آن کاو بر حق کند تولا
- 11 این خندههای خلقان برقیست دُم بریده·جز خندهای که باشد در جان ز رب اعلا
- 12 آب حیات، حق است وان کاو گریخت در حق·هم روح شد غلامش، هم روحِ قدس، لالا
ganjoor: sh185 · public domain