シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1855› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۵۵
- شکافد نیز آن هامون، نهنگ بحرفرسا را کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
G1855:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون·دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
- 2 چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید·چو کشتیام دراندازد میان قُلْزُم پرخون
- 3 زند موجی بر آن کشتی که تختهتخته بشکافد·که هر تخته فروریزد ز گردشهای گوناگون
- 4 نهنگی هم برآرد سر، خورد آن آب دریا را·چنان دریای بیپایان، شود بیآب چون هامون
- 5 شکافد نیز آن هامون، نهنگ بحرفرسا را·کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
- 6 چو این تبدیلها آمد نه هامون ماند و نه دریا·چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بیچون
- 7 چه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانم·که خوردم از دهانبندی در آن دریا کفی افیون
ganjoor: sh1855 · public domain