シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1856 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۵۶

  1. چو تلقین گفت پیغامبر شهیدان ره حق را تو هم مر کشته خود را بیا برخوان یکی تلقین

G1856:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مرا هر دم همی‌گویی که برگو قطعه شیرین·به هر بیتی یکی بوسه بده پهلوی من بنشین
  2. 2 زهی بوسه زهی بوسه زهی حلوا و سنبوسه·برآرد شیر از سنگی که عاجز گشت از او میتین
  3. 3 تو بوسه عشق را دیدی مگر ای دل که پریدی·که هر جزوت شده‌ست ای دل چو لب نالان و بوسه چین
  4. 4 چو تلقین گفت پیغامبر شهیدان ره حق را·تو هم مر کشته خود را بیا برخوان یکی تلقین
  5. 5 به تلقین گر کنی نیت بپرد مرده در ساعت·کفن گردد بر او اطلس ز گورش بردمد نسرین
  6. 6 بکن پی مرکب تن را دلا چون تو نیاسایی·چه آسایی از آن مرکب که لنگ است او ز علیین
  7. 7 بکن پی اشتری را کاو نیاید در پی‌ات هرگز·به خارستان همی‌گردد که خار افتاد او را تین
  8. 8 چو او را پی کنی در دم چو کشتی ره رود بی‌پا·ز موج بحر بی‌پایان نبرد بادبان دین

ganjoor: sh1856 · public domain