シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1859 対句 6 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۵۹

  1. زبان ذوالفقار عقل کاین دریا پر از در کرد زبانش بازبگرفت و شد او خاموش شمس الدین

G1859:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین·دلم پرنیش هجران است بهر نوش شمس الدین
  2. 2 چو آتش‌های عشق او ز عرش و فرش بگذشته‌ست·در این آتش ندانم کرد من روپوش شمس الدین
  3. 3 در آغوشم ببینی تو ز آتش تنگ‌ها لیکن·شود آن آب حیوان از پی آغوش شمس الدین
  4. 4 چو دیکی پخت عقل من چشیدم بود ناپخته·زدم آن دیک در رویش ز بهر جوش شمس الدین
  5. 5 در این خانه تنم بینی یکی را دست بر سر زن·یکی رنجور در نزع و یکی مدهوش شمس الدین
  6. 6 زبان ذوالفقار عقل کاین دریا پر از در کرد·زبانش بازبگرفت و شد او خاموش شمس الدین

ganjoor: sh1859 · public domain