シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1871› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۷۱
- در سینه تاریکت دل را چه بود شادی زندان نبود سینه میدان بود آن میدان
G1871:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان·از عاشق حق توبه وز باد هوا انبان
- 2 گر توبه شود دریا یک قطره نیابم من·ور خاک درآیم من آن خاک شود سوزان
- 3 در خاک تنم بنگر کز جان هواپیشه·هر ذره در این سودا گشتهست چو دل گردان
- 4 خاصیت من این است هر جا که روم اینم·چه دوزد پالان گر هر جا که رود پالان
- 5 گویند که هر کی هست در گور اسیر آید·در حقه تنگ آن مشک نگذارد مشک افشان
- 6 در سینه تاریکت دل را چه بود شادی·زندان نبود سینه میدان بود آن میدان
- 7 اندر رحم مادر چون طفل طرب یابد·آن خون به از این باده وان جا به از این بستان
- 8 گر شرح کنم این را ترسم که مقلد را·آید به خیال اندر اندیشه سرگردان
ganjoor: sh1871 · public domain