シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1885 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۸۵

  1. فرمانده خوبانی ابرو چو بجنبانی این بنده تو را گوید آن می کن و این می کن

G1885:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای سرده صد سودا دستار چنین می کن·خوب است همین شیوه ای دوست همین می کن
  2. 2 فرمانده خوبانی ابرو چو بجنبانی·این بنده تو را گوید آن می کن و این می کن
  3. 3 از خون مسلمانان در ساغر رهبان کن·وز کافر زلفینت ویرانی دین می کن
  4. 4 مأمون امین را تو می ران که رو ای خاین·وان غیرت رهزن را بر روح امین می کن
  5. 5 آن حکم که از هیبت در عرش نمی‌گنجد·بر پشت زمان می نه بر روی زمین می کن
  6. 6 آن را که ندارد جان جان ده به دم عیسی·وان را که ندارد زر ز اکسیر زرین می کن
  7. 7 تا دور ابد شاها شمس الحق تبریزی·حکمی است به دور تو آری هله هین می کن

ganjoor: sh1885 · public domain