シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1888 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۸۸

  1. چو آن بوسه پاک است نه اندرخور خاک است شوم جان مجرد برون آیم از این تن

G1888:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن·اگر بوسه به جانی است فریضه است خریدن
  2. 2 چو آن بوسه پاک است نه اندرخور خاک است·شوم جان مجرد برون آیم از این تن
  3. 3 مرا بحر صفا گفت که کامی نرسد مفت·گر آن گوهر با توست صدف را هله بشکن
  4. 4 پی بوسه گل را که فر بخشد مل را·جهانی است زبان‌ها برون کرده چو سوسن
  5. 5 غلط گر همه شاهید چو مریخ و چو ماهید·هلا بوسه مخواهید از آن دلبر توسن
  6. 6 درآ ای مه آفاق که روزن بگشادم·شبی بر رخ من تاب لبی بر لب من زن
  7. 7 دَرِ گفت فروبند و گشا روزن دل را·ز مه بوسه نیابید مگر از ره روزن

ganjoor: sh1888 · public domain