シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1905 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۹۰۵

  1. مسلم کن دل از هستی مسلم امید نامسلم را رها کن

G1905:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 اگر تو عاشقی غم را رها کن·عروسی بین و ماتم را رها کن
  2. 2 تو دریا باش و کشتی را برانداز·تو عالم باش و عالم را رها کن
  3. 3 چو آدم توبه کن وارو به جنت·چه و زندان آدم را رها کن
  4. 4 برآ بر چرخ چون عیسی مریم·خر عیسی مریم را رها کن
  5. 5 وگر در عشق یوسف کف بریدی·همو را گیر و مرهم را رها کن
  6. 6 وگر بیدار کردت زلف درهم·خیال و خواب درهم را رها کن
  7. 7 نفخت فیه من روحی رسیده‌ست·غم بیش و غم کم را رها کن
  8. 8 مسلم کن دل از هستی مسلم·امید نامسلم را رها کن
  9. 9 بگیر ای شیرزاده خوی شیران·سگان نامعلم را رها کن
  10. 10 حریصان را جگرخون بین و گرگین·گر و ناسور محکم را رها کن
  11. 11 بر آن آرد تو را حرص چو آزر·که ابراهیم ادهم را رها کن
  12. 12 خمش زان نوع کوته کن سخن را·که الله گو اعلم را رها کن
  13. 13 چو طالع گشت شمس الدین تبریز·جهان تنگ مظلم را رها کن

ganjoor: sh1905 · public domain