シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1909› 対句 1 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۹۰۹
- دل معشوق سوزیده است بر من وزان سوزش جهان را سوخت خرمن
G1909:1
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 دل معشوق سوزیده است بر من·وزان سوزش جهان را سوخت خرمن
- 2 بزد آتش به جان بنده شمعی·کز او شد موم جان سنگ و آهن
- 3 پدید آمد از آن آتش به ناگه·میان شب هزاران صبح روشن
- 4 به کوی عشق آوازه درافتاد·که شد در خانه دل شکل روزن
- 5 چه روزن کآفتاب نو برآمد·که سایه نیست آن جا قدر سوزن
- 6 از آن نوری که از لطفش برستهست·ز آتش گلبن و نسرین و سوسن
- 7 از آن سو بازگرد ای یار بدخو·بدین سو آ که این سوی است مؤمن
- 8 به سوی بیسوی جمله بهار است·به هر سو غیر این سرمای بهمن
- 9 چو شمس الدین جان آمد ز تبریز·تو جان کندن همیخواهی همیکن
ganjoor: sh1909 · public domain