シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1943 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۹۴۳

  1. آن طرف رندان همه شب جامه‌ها را می کنند تا ببینی روز روشن ما و من بی‌ما و من

G1943:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 می گزید او آستین را شرمگین در آمدن·بر سر کویی که پوشد جان‌ها حله بدن
  2. 2 آن طرف رندان همه شب جامه‌ها را می کنند·تا ببینی روز روشن ما و من بی‌ما و من
  3. 3 رومیانش جامه دزد و زنگیانش جامه دوز·شاد باش ای جامه دزد و آفرین ای جامه کن
  4. 4 سرفرازی کار شمع و سرسپاری کار او·شرط باشد هر دو کارش هر کی شد شمع لگن
  5. 5 در سپردن هر کی زودتر در فروزش بیشتر·سر بنه در زیر پای و دستکی بر هم بزن
  6. 6 چون درآرد ماه رویی دست خود در گردنت·ترک کن سالوس را تو خویش را بر وی فکن
  7. 7 تا بریزی و برویی آن زمان در باغ او·روی گل بر روی گل هم یاسمن بر یاسمن
  8. 8 عاشقان اندرربوده از بتان روبندها·زانک در وحدت نباشد نقش‌های مرد و زن
  9. 9 بر سر گور بدن بین روح‌ها رقصان شده·تا بدیده صد هزاران خویشتن بی‌خویشتن
  10. 10 زلف عنبرسای او گوید به جان لولیان·خیز لولی تا رسن بازی کنیم اینک رسن
  11. 11 مرتضای عشق شمس الدین تبریزی ببین·چون حسینم خون خود در زهر کش همچون حسن

ganjoor: sh1943 · public domain