シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1946› 対句 8 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۹۴۶
- من که باشم مر تو را من آنک تو نامم نهی تو کی باشی مر مرا سلطان من سلطان من
G1946:8
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من·خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من
- 2 تا نه ردی کردمی و نی تردد نی قبول·بودمی بیدام و بیخاشاک در عمان من
- 3 غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود·هر کسی را ره مده ای پرده مژگان من
- 4 سخت نازک گشت جانم از لطافتهای عشق·دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من
- 5 همچو ابرم روترش از غیرت شیرین خویش·روی همچون آفتابت بس بود برهان من
- 6 رو مگردان یک زمان از من که تا از درد تو·چرخ را بر هم نسوزد دود آتشدان من
- 7 تا خموشم من ز گلزار تو ریحان می برم·چون بنالم عطر گیرد عالم از ریحان من
- 8 من که باشم مر تو را من آنک تو نامم نهی·تو کی باشی مر مرا سلطان من سلطان من
- 9 چون بپوشد جعد تو روی تو را ره گم کنم·جعد تو کفر من آمد روی تو ایمان من
- 10 ای به جان من تو از افغان من نزدیکتر·یا فغانم از تو آید یا توی افغان من
ganjoor: sh1946 · public domain