シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1954 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۹۵۴

  1. نوش و جوش عاشقان تا عرش و تا کرسی رسید برگذشت از عرش و فرش این کاروان ای عاشقان

G1954:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 عیش‌هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان·وز شما کان شکر باد این جهان ای عاشقان
  2. 2 نوش و جوش عاشقان تا عرش و تا کرسی رسید·برگذشت از عرش و فرش این کاروان ای عاشقان
  3. 3 از لب دریا چه گویم لب ندارد بحر جان·برفزوده‌ست از مکان و لامکان ای عاشقان
  4. 4 ما مثال موج‌ها اندر قیام و در سجود·تا بدید آید نشان از بی‌نشان ای عاشقان
  5. 5 گر کسی پرسد کیانید ای سراندازان شما·هین بگوییدش که جان جان جان ای عاشقان
  6. 6 گر کسی غواص نبود بحر جان بخشنده است·کو همی‌بخشد گهرها رایگان ای عاشقان
  7. 7 این چنین شد وان چنان شد خلق را در حقه کرد·بازرستیم از چنین و از چنان ای عاشقان
  8. 8 ما رمیت اذ رمیت از شکارستان غیب·می جهاند تیرهای بی‌کمان ای عاشقان
  9. 9 چون ز جست و جوی دل نومید گشتم آمدم·خفته دیدم دل ستان با دلستان ای عاشقان
  10. 10 گفتم ای دل خوش گزیدی دل بخندید و بگفت·گل ستاند گل ستان از گلستان ای عاشقان
  11. 11 زیر پای من گل است و زیر پاهاشان گل است·چون بکوبم پا میان منکران ای عاشقان
  12. 12 خرما آن دم که از مستی جانان جان ما·می نداند آسمان از ریسمان ای عاشقان
  13. 13 طرفه دریایی معلق آمد این دریای عشق·نی به زیر و نی به بالا نی میان ای عاشقان
  14. 14 تا بدید آمد شعاع شمس تبریزی ز شرق·جان مطلق شد زمین و آسمان ای عاشقان

ganjoor: sh1954 · public domain