シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1958 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · G1958 · 7 対句

غزل شمارهٔ ۱۹۵۸

各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。

  1. G1958:1 ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزنذکر فردا نسیه باشد نسیه را گردن بزن
  2. G1958:2 سال سال ماست و طالع طالع زهره‌ست و ماهای دل این عیش و طرب حدی ندارد تن بزن
  3. G1958:3 تا درون سنگ و آهن تابش و شادی رسیدگر تو را باور نیاید سنگ بر آهن بزن
  4. G1958:4 بنگر اندر میزبان و در رخش شادی ببینبر سر این خوان نشین و کاسه در روغن بزن
  5. G1958:5 عقل زیرک را برآر و پهلوی شادی نشانجان روشن را سبک بر باده روشن بزن
  6. G1958:6 شاخه‌ها سرمست و رقصانند از باد بهارای سمن مستی کن و ای سرو بر سوسن بزن
  7. G1958:7 جامه‌های سبز ببریدند بر دکان غیبخیز ای خیاط بنشین بر دکان سوزن بزن

ganjoor: sh1958 · public domain