シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1958› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۹۵۸
- شاخهها سرمست و رقصانند از باد بهار ای سمن مستی کن و ای سرو بر سوسن بزن
G1958:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن·ذکر فردا نسیه باشد نسیه را گردن بزن
- 2 سال سال ماست و طالع طالع زهرهست و ماه·ای دل این عیش و طرب حدی ندارد تن بزن
- 3 تا درون سنگ و آهن تابش و شادی رسید·گر تو را باور نیاید سنگ بر آهن بزن
- 4 بنگر اندر میزبان و در رخش شادی ببین·بر سر این خوان نشین و کاسه در روغن بزن
- 5 عقل زیرک را برآر و پهلوی شادی نشان·جان روشن را سبک بر باده روشن بزن
- 6 شاخهها سرمست و رقصانند از باد بهار·ای سمن مستی کن و ای سرو بر سوسن بزن
- 7 جامههای سبز ببریدند بر دکان غیب·خیز ای خیاط بنشین بر دکان سوزن بزن
ganjoor: sh1958 · public domain