シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 197› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۹۷
- باغی که برگ و شاخش گویا و زندهاند باغی که جان ندارد آن نیست جان فزا
G197:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا·بشنو ز آسمانها حی علی الصلا
- 2 درهای گلستان ز پی تو گشادهایم·در خارزار چند دوی ای برهنه پا
- 3 جان را من آفریدم و دردیش دادهام·آن کس که درد داده همو سازدش دوا
- 4 قدی چو سرو خواهی در باغ عشق رو·کاین چرخ کوژپشت کند قد تو دوتا
- 5 باغی که برگ و شاخش گویا و زندهاند·باغی که جان ندارد آن نیست جان فزا
- 6 ای زنده زاده چونی از گند مردگان·خود تاسه می نگیرد از این مردگان تو را
- 7 هر دو جهان پر است ز حی حیات بخش·با جان پنج روزه قناعت مکن ز ما
- 8 جانها شمار ذره معلق همیزنند·هر یک چو آفتاب در افلاک کبریا
- 9 ایشان چو ما ز اول خفاش بودهاند·خفاش شمس گشت از آن بخشش و عطا
ganjoor: sh197 · public domain