シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1977 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۹۷۷

  1. چون ستودی باغ را پس جمله را بستوده‌ای چون ستودی حق را داخل شود نقش وثن

G1977:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 در ستایش‌های شمس الدین نباشم مفتتن·تا تو گویی کاین غرض نفی من است از لا و لن
  2. 2 چونک هست او کل کل صافی صافی کمال·وصف او چون نوبهار و وصف اجزا یاسمن
  3. 3 هر یکی نوعی گلی و هر یکی نوعی ثمر·او چو سرمجموع باغ و جان جان صد چمن
  4. 4 چون ستودی باغ را پس جمله را بستوده‌ای·چون ستودی حق را داخل شود نقش وثن
  5. 5 ور وثن را مدح گویی نیست داخل حسن حق·گرچه هم می بازگردد آن به خالق فاعلمن
  6. 6 لیک باقی وصف‌ها بستوده باشی جزو در·شمس حق و دین چو دریا کی شود داخل بدن
  7. 7 حق همی‌گوید منم هش دار ای کوته نظر·شمس حق و دین بهانه‌ست اندر این برداشتن
  8. 8 هر چه تو با فخر تبریز آوری بی‌خردگی·آن به عین ذات من تو کرده‌ای ای ممتحن

ganjoor: sh1977 · public domain