シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1993 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · G1993 · 10 対句

غزل شمارهٔ ۱۹۹۳

各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。

  1. G1993:1 هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته مننقل سازد جهت این جگر خسته من
  2. G1993:2 دست خود بر سر من مالد از روی کرمکه تو چونی هله ای بی‌دل و پابسته من
  3. G1993:3 سر گران گشته از آن باده بی‌ساغر منزعفران کشته بدین لاله بررسته من
  4. G1993:4 زخم بر تار تو اندرخور خود چون رانمای گسسته رگت از زخمه آهسته من
  5. G1993:5 چون تنم جان نشود زان ابدی آب حیاتچون دلم برنجهد زان بت برجسته من
  6. G1993:6 هله ای طیف خیالش بنشین و بشنویک زمانی سخن پخته به نبشته من
  7. G1993:7 چون مه چارده شب را تو برآرای به حسنای به شب‌ها و سحرها به دعا جسته من
  8. G1993:8 چند صف‌ها بشکستی و بدیدی همه راهیچ دیدی تو صفی چون صف اشکسته من
  9. G1993:9 لاله زار و چمن ار چه که همه ملک وی استهوس و رغبت او بین تو به گلدسته من
  10. G1993:10 لب ببند و قصص عشق به گوش او گویکه حریص آمد بر گفتن پیوسته من

ganjoor: sh1993 · public domain