シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1995 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G1995 · 8 対句
غزل شمارهٔ ۱۹۹۵
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G1995:1 اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشاناینک آن پردگیانی که خرد چادرشان
- G1995:2 همچو اندیشه به هر سینه بود مسکنشانهمچو خورشید به هر خانه فتد لشکرشان
- G1995:3 نظر اولشان زنده کند عالم رادر نظر هیچ نگنجد نظر دیگرشان
- G1995:4 ای بسا شب که من از آتششان همچو سپندبودهام نعره زنان رقص کنان بر درشان
- G1995:5 گر تو بو می نبری بوی کن اجزای مرابو گرفتهست دل و جان من از عنبرشان
- G1995:6 ور تو بس خشک دماغی به تو بو می نرسدسر بنه تا برسد بر تو دماغ ترشان
- G1995:7 خود چه باشد تر و خشک حیوانی و نباتمه نبات و حیوان و مه زمین مادرشان
- G1995:8 همه عالم به یکی قطره دریا غرقندچه قدر خورد تواند مگس از شکرشان
ganjoor: sh1995 · public domain