シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2006 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۰۶

  1. بر سر گوری بخوانی فاتحه بوالفتوحی سر برآرد از کفن

G2006:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 هر کجا که پا نهی ای جان من·بردمد لاله و بنفشه و یاسمن
  2. 2 پاره گل برکنی بر وی دمی·بازگردد یا کبوتر یا زغن
  3. 3 در تغاری دست شویی آن تغار·ز آب دست تو شود زرین لگن
  4. 4 بر سر گوری بخوانی فاتحه·بوالفتوحی سر برآرد از کفن
  5. 5 دامنت بر چنگل خاری زند·چنگلش چنگی شود با تن تنن
  6. 6 هر بتی را که شکستی ای خلیل·جان پذیرد عقل یابد زان شکن
  7. 7 تا مه تو تافت بر بداختری·سعد اکبر گشت و وارست از محن
  8. 8 هر دمی از صحن سینه برجهد·همچو آدم زاده‌ای بی‌مرد و زن
  9. 9 وآنگه از پهلوی او وز پشت او·پر شوند آدمچگان اندر زمن
  10. 10 خواستم گفتن بر این پنجاه بیت·لب ببستم تا گشایی تو دهن

ganjoor: sh2006 · public domain