シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 201 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۱

  1. والله ز دور آدم تا روز رستخیز کوته نگشت و هم نشود این درازنا

G201:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما·ناچار گفتنی‌ست تمامی ماجرا
  2. 2 والله ز دور آدم تا روز رستخیز·کوته نگشت و هم نشود این درازنا
  3. 3 اما چنین نماید کاینک تمام شد·چون ترک گوید «اشپو» مرد رونده را
  4. 4 اشپوی ترک چیست که نزدیک منزلی·تا گرمی و جلادت و قوت دهد تو را
  5. 5 چون راه رفتنی‌ست توقف هلاکت‌ست·چونت قنق کند که بیا خرگه اندرآ
  6. 6 صاحب‌مروتی‌ست که جانش دریغ نیست·لیکن گرت بگیرد ماندی در ابتلا
  7. 7 بر ترک ظن بد مبر و متهم مکن·مستیز همچو هندو بشتاب همرها
  8. 8 کان جا در آتش است سه نعل از برای تو·وان جا به گوش تست دل خویش و اقربا
  9. 9 نگذارد اشتیاق کریمان که آب خوش·اندر گلوی تو رود ای یار باوفا
  10. 10 گر در عسل نشینی تلخت کنند زود·ور با وفا تو جفت شوی گردد آن جفا
  11. 11 خاموش باش و راه رو و این یقین بدان·سرگشته دارد آب غریبی چو آسیا

ganjoor: sh201 · public domain